دكتر عقيقى بخشايشي

1703

چهارده نور پاك ( فارسي )

كه خوشحال تر شوم و رونق مجلس ما افزون گردد . امام فرمود : من اهل شعر نيستم و كمتر از اشعار گذشتگان را حفظ دارم . . . . متوكل گفت : " چاره اى نيست حتما بايد شعر بخوانى ! " امام شروع به شعر خواندن اشعارى نمود كه در زندگى امام هادى ( عليه السلام ) گذشت . اگر اين دو تاريخ 242 طبق نظر مسعودى در مروج الذهب و تاريخ 243 طبق ثبت ارشاد مفيد . ( 1 ) دو واقعه ناگوار در زندگى او دو حادثهء بزرگ خانوادگى و شخصى ، در زندگى او آثار فوق العاده داشت يكى فقدان برادر جوان به نام " سيد محمد " و ديگرى از دست دادن پدر عطوف و مهربان . 1 . فقدان برادر : پيشواى دهم چهار پسر داشت كه بزرگترين آنان سيد محمد نام بود كه گمان مى رفت پس از پدر ، مقام پيشوائى را دريابد اما مقدر چنين بود كه اين پسر در حيات پدر رخت از جهان بربندد ، او در سال 254 هجرى برادر جوان و باتقواى خود را از دست داد فراق اين برادر در روحيهء او تأثير فوق العاده داشت به حدى كه در جدائى او سينه چاك و نالان و گريان گشت . شيخ مفيد صاحب ارشاد ، تفصيل اين واقعه را اين چنين مى نويسد : " پيشواى دهم بر كرسى ويژهء خود نشسته بود و مردم شهر ، خاندان وبنى اعمام او از فرزندان ابوطالب و عباس گرد آمده و تنها تعداد شخصيتهاى سرشناس به بيش از يكصد و پنجاه نفر مىرسيد ، در اطراف او صف كشيده عده اى نشسته و جمعى جلو آن حضرت ايستاده بودند در اين موقع جوانى در حدود بيست سال با گريبان چاك زده و چهرهء آشفته ، از سرسراى حرم امام ( عليه السلام ) حركت كرد و در سمت راست پشت سر او جاى گرفت اغلب ، اين جوان را درست نمى شناختند اما سيماى اندوهناك و چشمان گريان و حالت آشفتهء او ،

--> 1 . ارشاد مفيد ص 314 چاپ دار الكتب الأسلاميه تهران .